دوشنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۸۸

خود ارضایی


رویایی که هر شب با تو به سراغ من می آید منو به سمت رختخوابم می کشونه. می خوابم چون دوست دارم تورو خواب ببینم. وقتی دستمو لابلای موهات حرکت می دم و گرمای نفستو روی صورتم احساس می کنم به قدری نزدیک هستی که صدای قلبتو می شنوم. منو در آغوش می کشی و دستت رو به پشتم می بری. در حالی که نوازشم می کنی خیلی آروم لبتو به لبم نزدیک می کنی. تو تمام اون چیزی هستی که بهش نیاز دارم. ناله های تو شهوت خاموش شده منو دوباره زنده می کنه. میتونم اینجا. درست همینجا پشت دیوارهای هشیاری و لابلای این تاریکی محض عاشق باشم. عاشق تو. عاشق کسی که منو تا سر حد جنون تحریک می کنه
.
بیدار می شم. گیج شدم. اتاقم سرده. تنم بوی سیگارمی ده. رختخوابم به هم ریخته. شاید کابوس دیدم. ولی نه. من هنوز چیزی رو که خواب دیدم به خاطر میارم. هر شب با شوق هم آغوشی تو به رختخواب می رم. من عاشقتم. تمام اینارو به خاطر میارم. ولی در آخرین لحظه. وقتی که تو کمی ازم فاصله می گیری. درست وقتی که تاریکی خوابم از بین میره. وقتی صورتت با نوری به سرخی بکارتت روشن می شه. من خودمو می بینم. با اون چهره استخوانی و چشمای گود افتاده. می ترسم. بیدار میشم. حیرت می کنم. ولی هنوز چیزی هست که آرومم می کنه. حتی وقتی بیدار میشم گرمای تنت رو تو رختخوابم احساس میکنم. تو هنوز اینجایی. تو تنها کسی هستی که منو ارضا می کنه. می دونم که تو هم مثل من منتظری. امشب کمی زودتر می خوابم


تابو

۲ نظر:

royA گفت...

من با نقاشی کشیدن ارضا می شم...
خوب چیه اینم یه خود ارضائیه!
خود ارضائی منم این جوریه!

ناشناس گفت...

shadow:
یادمه اینو توی 360 گذاشته بودی و انگار من هم نظری داده بودم ... یادم نیست چی گفته بودم ، تابو شما یادته؟؟!!